فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 25
ديوان عطار ( فارسى )
مقدمهء چاپ دوم شرح حال عطار بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ شيخ فريد الدين محمد عطار نيشابورى از شعراى بزرگ و مشهور ادبيات فارسى است . اگرچه عطار به شعر و شاعرى اعتنا ندارد و شعر را در چشم او مقدارى نيست و راضى نيست كه او را شاعر بشمارند و به وزن و رديف و قافيه نمىانديشد و خود را بيشتر مرد حال مىداند و فقط به معنى توجه دارد ، ولى بايد به حق و انصاف او را از فصيحترين شعراى زبان فارسى دانست . بايد مردى صاحب عقل و ژرفبين و خوشذوق باشد و كژبينى را كنار بگذارد و در درياى مواج و متلاطم و بىكرانهء شعر عطار به غواصى بپردازد و اشعار نغز او را كه فراوانست جدا كند و آن را با شعر فصيحترين شعراى زبان فارسى مقابله كند و بسنجد تا دريابد كه شعر عطار نه تنها از حيث بيان معانى بلند انسانى و عرفانى مقامى بسيار ارجمند دارد بلكه از حيث قالب لفظ نيز در كمال فصاحت و بلاغت است . شاعرم مشمر كه من راضى نيم * مرد حالم شاعر ماضى نيم عيب از شعر است و اين اشعار نيست * شعر را در چشم من مقدار نيست تو مخوان شعرش اگر خوانندهاى * ره به معنى بر اگر دانندهاى شعر گفتن چون ز راه وزن خاست * وز رديف و قافيه افتاد راست گر بود اندك تفاوت نقل را * كژ نيايد مرد صاحب عقل را « 1 »
--> ( 1 ) - ( مصيبتنامه تصحيح دكتر نورانى وصال ص 368 س 19 )